|
سهشنبه، ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ / ۲۸ ربیعالثانی ۱۴۳۱ / ۱۳ آوریل ۲۰۱۰ / ۰۹:۰۴
وهابیت چه می گوید ؟ (۲)
در قرن یازدهم، در نجد حجاز، فردی به نام محمد بن عبدالوهاب پا به عرصه حیات گذاشت و پس از چهار قرن بار دیگر به ترویج و تبلیغ عقاید ابن تیمیه پرداخت. اما دلایل مختلفی باعث شد که ابن وهاب در فعالیتهای خود موفق شود. از جمله آنکه وی در منطقهای به اظهار و نشر عقاید خود پرداخت که مردم آن، عامی و بیخبر از معارف بودند. اما از آنجا که ابن تیمیه در محیط نسبتا آگاهی به سر میبرد، نتوانست به توفیقی دست یابد و به همین دلیل از سوی جامعه دینی آن روزگار و آن دیار طرد شد.
محمدبن عبدالوهاب با متهم کردن سایر مسلمانان به کفر، مردم نجد را به غارت و کسب ثروت، تشویق کرد و از این طریق (حلال کردم اموال مردم بر وهابیها) انگیزه نجدیها را برای پیوستن به ارتش وهابی دوچندان کرد.
محمد بن عبدالوهاب، برای احیای افکار و تعصبات ابن تیمیه، همچنین برای تسلط بر شهرهای مقدس مکه و مدینه، با محمد بن سعود (جد سعودیها) پیمان بست و فتوا داد «هرکس متوسل به غیر خدا شود، از دین خدا برگشته و خونش هدر و اموالش جایزالتصرف است.»[۱] با این فتوا، به روستاهای اطراف نجد حمله کردند و مردم مسلمان را به خاک و خون کشیدند و اموال آنان را به غارت بردند و مسلمانکشی را آغاز کردند. آنان علاوه بر شیعیان، مسلمانان طائف را نیز که سنی بودند، قتل عام کردند.
وهابیها در سال ۱۲۱۷ هجری قمری به کربلای معلا حمله کردند و در یک روز بیش از ۳۰۰۰ نفر از زائران حرم حسینی را کشتند و ضریح مقدس امام را شکستد و اموال حرم را به غارت بردند. آنان وقتی به مدینه منوره حمله کردند، حرم مطهر ائمه را در قبرستان بقیع ویران کردند، آثاری را که بر روی قبر بعضی از صحابه بیامبر(ص) غارت و قبرستان شهدای احد را با خاک یکسان کردند.[۲]
مرحوم آیت الله امین عاملی در کتاب خود پیرامون عقاید وهابیان مینویسد: «اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمین پس از ایمان، به کفر برگشتهاند و پس از توحید، به شرک گراییدهاند. زیرا آنان در دین بدعت گذاشتهاند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیاء و صالحین به کفر و شرک روی آوردهاند، لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابیان) حلال است.» بر این اساس بود که آنها به هر جا و به هر شهر و دیاری دست مییافتند قبل از هر چیز به تخریب مشاهد شریفه و بقاع متبرکه میپرداختند. کشتار وهابیان در عتبات عالیات صفحهای سیاه در تاریخ اسلام است.
در سال ۱۲۱۶ هـ . ق امیر سعود با لشگری بسیار به شهر کربلا حملهور شد. تعداد بیست هزار نفر از اهالی کربلا و زوار کشته شدند و خزانه حرم و تمام تزئینات و جواهرات آن به تاراج رفت. همچنین آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموی پیامبر، خدیجه همسر پیامبر و بسیاری از اماکن مقدسه را ویران کردند. در ماه رمضان ۱۳۴۴ هـ . ق وارد مدینه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال، گنبد و بارگاه ائمه معصومین (ع) در بقیع را به کلی منهدم کردند و از این حرم و قبور به جز قطعه سنگهایی که در اطراف قبور نصب کردند، اثر و علامتی باقی نماند. تنها حرم مطهر پیامبر اسلام(ص) از بیم قیام مسلمانان جهان، از تعرض و تخریب مصون ماند که اگر این ترس نبود حرم پیامبر اسلام (ص) پیش از سایر بقاع مورد تعرض قرار میگرفت. بعضی از نویسندگان وهابی این مصونیت را بدین گونه توجیه میکنند که «ما این گنبد را به عنوان یکی از گنبدهای مسجد میشناسیم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پیامبر والا آن را نیز به سرنوشت بقیع دچار میکردیم.» در حال حاضر نیز با گماردن مأموران تند و خشن و گاهی چوب به دست، از نزدیک شدن زائران به این حرم جلوگیری میکنند.
چون خبر هولناک ویرانی بقاع و هتک حرمت نسبت به حرم شریف ائمه بقیع در کشورهای اسلامی انتشار یافت مسلمانان آن را مصیبتی عظیم و حادثهای بس بزرگ نسبت به جهان اسلام تلقی نمودند. تلگرافهای اعتراض از سوی علما و مراجع و شخصیتهای سیاسی از عراق و ایران و هند و سایر کشورها به سوی حاکمان حجاز سرازیر گردید. مجالس درس در حوزههای علمیه و نمازهای جماعت در مساجد تعطیل شد. مراسم عزداری به عنوان اعتراض و سوگواری تشکیل گردید و ... . اما چه سود که این حادثه بزرگ و تأسفبار به وقوع پیوسته بود و این آثار و ابنیه مذهبی و تاریخی که تاریخ ساخت برخی از آنها به ده قرن پیش میرسید، به دست گروهی متعصب و متحجر و بیاطلاع به عنوان ایفای یک وظیفه واجب مذهبی با خاک یکسان شد.
این رفتار جنونآمیز هیچ توجیه دینی و مذهبی و عقلی نداشت؛ اما آنان خود را در این کار، مستحق تحسین نیز میشمردند. وهابیها اگرچه بهظاهر بر فقه حنبلی هستند، بهواقع با همه مذاهب اهل سنت دشمنی دارند. اما صلاح خود را اکنون در این میبینند که نخست شیعه را محو کنند و سپس دشمنی خود را با دیگر فِرَقِ اسلامی ظاهر نمایند. به عقیده آنان ازدواج با شیعه باطل و حرام است، ذبیحه شیعه نجس است، به فقرای شیعه نمیتوان زکات داد... .
از این رو است که باید پیروان عبدالوهاب را بزرگترین عوامل تفرقه در جهان اسلام دانست و تضعیف آنان را تقویت وحدت و یکدلی مسلمانان شمرد. اما باید دانست که برای رویارویی با این فرقه، چارهای جز آشنایی مسلمانان با منابع دینی و آموزههای قرآنی نیست. ناآگاهی و بیخبری از متون دینی، موجب میگردد اینگونه اندیشهها در کشورهای اسلامی پا گرفته، همگان را به زحمت اندازند.[۳]
[۱]. ر.ک: کشف الإرتیاب، ص ۲۱۴.
[۲]. این رفتار خشن و جنونآمیز آنان، اعتراض جهانی را برانگیخت؛ تا جایی که دولت وقت ایران (دوران حکومت رضاشاه) نیز نامه اعتراضآمیزی را خطاب به مراجع قضایی آن روز منتشر کرد.
[۳]. گروههایی مانند القاعده، زرقاوی و طالبان، شاخههایی از درخت وهابیتاند و اکنون همه مسلمانان از وجود آنان در رنج و آزارند.
|